شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بجا
بیت های روشن و شعله ورم را بادبرد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیرکردی نیمه ی عاشق ترم را بادبرد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وانشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد
ارسالی از ...(fire man)
برچسب:
نویسنده: آبتین محمودی
تاريخ: چهارشنبه
7 مهر
1395 ساعت: 18:20